افتاده ، باشند ، و قاضى آن دو را شاهد بر حكم گرفته باشد ، پذيرفته ، و اجراى آن بر حاكم دوم واجب است . « 7 » در قبول شهادت دو عادل كه در دادگاه حضور نداشتهاند ، امّا حاكم ، آنچه را كه در دادگاه واقع شده و نيز حكم و خصوصيّات دو طرف نزاع را براى آن دو بازگو كرده و آن دو را بر حكم خود شاهد گرفته است ، اختلاف مىباشد ، مگر اين كه حاكم دوم در اين صورت با قرائنى از شهادت دو عادل به حكم حاكم اول علم پيدا كند . « 8 » اين قسم از انهاء ، تنها در حق النّاس پذيرفته است ، نه در حق اللّه . « 9 »
4 . اقرار : اگر دو طرف نزاع نزد قاضى دوم به صدور حكم از قاضى اول اقرار كنند ، قاضى دوم بر اساس آن مىتواند حكم را اجرا نمايد . « 10 »
مرگ يا بركنارى قاضى اول از قضاوت پس از صدور حكم ، مانع اجراى حكم به وسيلهء قاضى دوم نيست ، امّا در اين كه فاسق شدن او ، مانع آن است كه قاضى دوم ، حكم صادر شده پيش از فسق او را اجرا نمايد يا خير ، اختلاف است . « 11 »
اوداج اربعه
اوداج اربعه : دو رگ گردن ، با مرى و حلقوم .
اوداج جمع ودج ، عبارت است از مرى ( مجراى طعام ) ، حلقوم ( مجراى نفس كه روى مرى قرار دارد ) و شاهرگهاى دو طرف حلقوم ، و از آن در باب صيد و ذباحه سخن رفته است .
بريدن كامل - نه شكافتن صرف - اوداج اربعه در ذبح شرعى واجب است و بريدن بعضى از آنها در غير حال ضرورت ، كافى نيست « 1 » ( - - ) ذبح ) .
هامش
( 7 ) جواهر الكلام 40 / 306 .
( 8 ) 314 و فقه الصادق 25 / 62 .
( 9 ) جواهر الكلام 40 / 312 .
( 10 ) 307 - 308 و العروة الوثقى 3 / 27 .
( 11 ) جواهر الكلام 40 / 319 - 321 ؛ العروة الوثقى [ تكملة ] 2 / 27 و مهذّب الاحكام 27 / 144 .
1 جواهر الكلام 36 / 105 * 106 .