انهاء حكم
انهاء حكم : اعلام حكم قاضى به قاضى ديگر .
از انهاء حكم در باب قضاء سخن رفته است و بسيارى آن را با عنوان « كتاب قاض الى قاض » مطرح كردهاند .
اقسام انهاء : اعلام حكم قاضى به قاضى ديگر پس از صدور و انشاى لفظى آن ممكن است به يكى از چهار روش ذيل باشد :
1 . نوشتن : اين كه حاكم حكم خود را براى حاكم ديگر يا همهء حاكمان بنويسد تا آن را اجرا كنند . اين قسم از انهاء به قول مشهور ، حتى در حق الناس ( - - ) حق ) نيز معتبر نيست « 1 » و قاضى دوم نمىتواند بر اساس آن حكم را اجرا نمايد ، مگر اين كه با قرائن قطعى ، از نوشتهء وى به حكم او علم پيدا كند . « 2 » در اين مورد اگر انتساب نوشته ، به قاضى اول قطعى باشد ، اما از آن ، علم به حكم حاصل نشود ، حكم روش دوم ( خبر دادن شفاهى حاكم اول از حكم خود به حاكم دوم ) را دارد « 3 » كه در ذيل مىآيد .
2 . خبر دادن شفاهى : در اعتبار اين روش اختلاف است . منشأ اختلاف اين است كه آيا دليل لزوم پذيرفتن حكم صادر شده از قاضى و اجراى آن ، شامل خبر دادن شفاهى وى به حكم نيز مىشود تا در اين صورت نيز اجراى آن بر قاضى دوم واجب باشد يا اين كه خبر دادن قاضى از حكم خود ، شهادت به حساب مىآيد و در قبول شهادت ، قول دو عادل لازم است . « 4 » براى مثال ، اگر قاضى اول به قاضى دوم خبر دهد كه دعوا نزد او به نفع مدّعى ثابت شده است ، اعتبارى بدان نيست ؛ زيرا ثبوت ، غير از حكم است . « 5 » اگر قاضى دوم با قرائن موجود ، از خبر دادن قاضى اول به حكم وى علم پيدا كند ، بايد حكم او را اجرا نمايد . « 6 »
3 . شهادت : گواهى دادن دو عادل بر صدور حكم از قاضى اول ، در صورتى كه آن دو ، شاهد آنچه در دادگاه اتّفاق
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 40 / 303 .
( 2 ) العروة الوثقى [ تكملة ] 2 / 27 و مهذّب الاحكام 27 / 140 - 141 .
( 3 ) جواهر الكلام 40 / 304 - 305 .
( 4 ) 305 - 306 و 314 و العروة الوثقى [ تكملة ] 2 / 27 .
( 5 ) جواهر الكلام 40 / 316 .
( 6 ) مهذّب الاحكام 27 / 141 و فقه الصادق 25 / 62 .