نبوده است . التزام قلبى و اعتقادى عبارت است از عقد قلب به چيزى . در فقه از التزام عملى در بابهاى عقود و ايقاعات سخن رفته است .
اسباب التزام : سبب التزام ، تصرفات اختيارى انسان است كه موجب ثبوت حقّى عليه او مىشود ؛ خواه التزام دو طرفه باشد همچون عقودى مانند بيع ، صلح ، اجاره و نيز شرطهاى در ضمن عقد ، و خواه يكطرفه همچون نذر ، عهد و قسم از ايقاعات ، و نيز وقف و وصيّت براى غير معيّن - مثل وقف با وصيّت براى فقرا - جعاله ، ضمان و كفالت .
حكم تكليفى : انجام اسباب التزام در اصل مباح است ، امّا گاه با عارض شدن عناوينى ديگر ، احكامى ديگر پيدا مىكند مانند استحباب صدقه « 1 » و قرض دادن به مؤمن نيازمند « 2 » ، حرمت فروختن شراب « 3 » ، و كراهت بخشش بيشتر به برخى فرزندان . « 4 »
اركان التزام : « ملتزم » ( التزام دهنده ) ، « ملتزم له » ( كسى كه براى او التزام داده شده ) ، « ملتزم به » ( مورد التزام ) و صيغهء دالّ بر التزام ، اركان التزام هستند كه در بحث عقود و ايقاعات به تفصيل مورد بحث قرار گرفتهاند ( - - ) عقد ) ( - - ) ايقاع ) .
ملتزم : اهليّت ملتزم براى تصرف ، در صورتى كه مورد التزام از عقود معاوضى همچون بيع و اجاره باشد ، شرط است .
نيز در صورتى كه مورد التزام از عقود تبرّعى باشد - همچون قرض و هبه - اهليّت ملتزم براى تبرّع شرط است .
ملتزم له : اگر عقد ، سبب التزام باشد ، ملتزم له به عنوان دائن ( طلبكار ) يا صاحب حق ، يك طرف عقد است و بايد همچون ملتزم ، اهليّت تصرف داشته باشد و اگر ايقاع ، سبب التزام باشد ، چنين اهليّتى در ملتزم له شرط نيست مانند نذر مالى براى شخص معيّن .
مورد التزام : مورد التزام يا عين خارجى است مانند التزام به تحويل كالاى فروخته شده ، يا دين مانند التزام به پرداخت بدهى ، يا منفعت مانند التزام به در اختيار گذاشتن مال مورد اجاره براى استفادهء مستأجر از آن ، يا عمل مانند التزام اجير به انجام كار مشخص شده در
هامش
( 1 ) منهاج الصالحين ( خويى ) 2 / 255 .
( 2 ) 175 .
( 3 ) 3 .
( 4 ) تحرير الوسيلة 2 / 61 .