تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
كه خلاف مروّت را موجب سقوط عدالت ( - - ) عدالت ) مىداند ، سبب عدم قبول شهادت مىگردد . « 9 » ( - - ) تقصير )

افساد

افساد : ضدّ اصلاح . افساد يا به مال تعلّق مىگيرد و يا به عمل . گاهى نيز بر محاربه و سلب امنيّت و آسايش جامعه اطلاق مىگردد . 1 . افسادى كه به مال ديگرى تعلّق مىگيرد در بيشتر موارد موجب ضمان است ( - - ) ضمان ) . اين نوع فساد گاه با آسيب رساندن ، سوزاندن يا تلف كردن مال ديگرى تحقّق مىيابد ( - - ) اتلاف ) و گاه با انجام عملى در مال كه به سبب آن مالك از تصرّفات مطلوب در مال خود محروم مىگردد ، مانند حائل قرار دادن ميان مالك و مال او به گونه‌اى كه مال از دسترس وى خارج گردد ( - - ) بدل حيلوله ) . در پاره‌اى موارد ، محروميّت از ناحيهء حكم شارع مقدّس پديد مىآيد مانند آن كه فردى انگور ديگرى را به شراب ( - - ) شراب ) تبديل كند يا با ادرار در آب پاك ، آن را نجس نمايد و يا حيوان ديگرى را وطى كند ( - - ) آميزش با حيوان ) . نتيجهء اين محروميّت ، عدم جواز خريد و فروش در صورت نخست ، عدم جواز استفاده از آب در امور مشروط به طهارت در مورد دوم و لزوم سر بريدن ، سوزاندن و دفن كردن حيوان موطوء در مثال سوم است . « 1 » 2 . افسادى كه به عمل تعلّق مىگيرد - خواه عمل عبادى مانند نماز و روزه ، يا معاملى همچون بيع - با اخلال به شرايط و اركان عمل محقّق مىشود . چنين افسادى با ابطال يكى است ( - - ) ابطال ) . گاهى نيز افساد متعلّق به عمل به معناى از بين بردن اجر و پاداش عمل است مانند عجب پس از عمل عبادى كه پاداش و ثواب آن را از بين مىبرد « 2 » ( - - ) عجب ) . 3 . افساد ، بر محاربه و سلب امنيّت جامعه نيز اطلاق شده است ، بدين جهت
هامش
( 9 ) ايضاح الفوائد 4 / 425 . 1 كتاب البيع ( امام خمينى ) 2 / 342 - 344 . 2 التنقيح ( الطهارة ) 5 / 42 .