ديگرى است ، وجوب مقدّم بر حرمت است . نتيجهء آن سقوط استيذان از مالك در صورت عدم امكان استيذان است . « 9 »
2 . خروج از اهليّت : اگر اذندهنده بر اثر ديوانگى ، بىهوشى يا ارتداد از اهليّت اذن دادن خارج شود ، استيذان ساقط مىگردد ، مانند سقوط وجوب استيذان دختر بالغ از پدر يا جدّ در صورت جنون يا ارتداد آنان . « 10 »
3 . مورد ضرر يا حرج : اگر وجوب استيذان مستلزم ضرر يا عسر و حرج گردد ، ساقط مىشود ، مانند مورد جلوگيرى ولىّ از ازدواج دختر بكر با كفو و همتاى خود . « 11 »
4 . موارد تقاص : در موارد تقاص ( - - ) تقاص ) ، مانند مورد امتناع بدهكار از پرداخت بدهى خود ، استيذان واجب نيست . « 12 »
5 . موارد صدور اذن عمومى : در صورت صدور اذن عمومى از ناحيهء شارع ، استيذان از مالك يا صاحب حق واجب نيست مانند خوردن ( - - ) خوردن ) از خانه كسانى كه در آيهء 61 سورهء نور ( - - ) آيهء اكل ) از آنان نام برده شده است . « 13 » ( - - ) اذن )
استيصال
استيصال : از بن بركندن .
واژهء استيصال در بابهايى مانند طهارت و ديات به كار رفته و موجب ثبوت احكامى گشته است .
طهارت : استيصال در چيدن ناخن براى مردان « 1 » و عدم استيصال موضع ختنه در زنان مستحب است « 2 » ( - - ) ختنه ) .
ديات : در بريدن زبان شخص سالم از بن ، اعم از بزرگسال و خردسال ، ديهء كامل « 3 » و در بريدن زبان لال « 4 » و نيز زبان كودكى كه به سنّ نطق رسيده ، ولى
هامش
( 9 ) جواهر الكلام 5 / 114 .
( 10 ) مستمسك العروة 14 / 480 - 481 .
( 11 ) جواهر الكلام 29 / 183 - 184 .
( 12 ) 40 / 394 .
( 13 ) 36 / 406 .
1 كشف الغطاء 2 / 419 .
2 ذكرى الشيعة 1 / 157 .
3 جواهر الكلام 43 / 209 و 222 .
4 209 .