صلات ، و تجارت ، و در اصول ، در مبحث مفهوم شرط ، بحث تداخل اسباب و مسبّبات ، بدان پرداخته شده است كه به محورهاى كلّى آن اشاره مىشود .
مفهوم سببيّت : در مفهوم سببيّت شرعى سه نظريه وجود دارد :
1 . به معناى سببيّت حقيقى و مؤثّر بودن ( عليّت ) مانند سببيّت آتش براى سوزاندن .
2 . به معناى علامت و نشان بودن براى موضوع يا قيد موضوع و حكم ؛ بدين معنا كه وجود سبب نشان وجود حكم شرعى و عدم آن ، علامت عدم حكم شرعى است . « 2 »
3 . آميزهاى از حقيقى و علامت بودن ؛ به اين بيان كه پارهاى اسباب ، حقيقى و پارهاى ديگر ، علامت و نشان هستند . « 3 » نظريه دوم به مشهور نسبت داده شده است . « 4 »
اقسام : اسباب شرعى يا قولى است مانند عقود و ايقاعات ؛ يا فعلى مثل آميزش با همسر كه سبب استقرار تمام مهر مىشود ؛ و يا زمانى همچون اوقات نماز كه سبب وجوب آن مىشود . « 5 » گاهى نيز سبب شرعى حالت نفسانى است مانند شك ميان چهار و پنج در نماز چهار ركعتى كه سبب وجوب دو سجدهء سهو است . « 6 »
ويژگىها : 1 . زمام سبب شرعى تنها به دست شارع است . « 7 »
2 . توقّف بر اسباب شرعى ، واجب است و تعدى از آنها جايز نيست . « 8 »
3 . اسباب شرعى همچون اسباب عقلى تنها در قابل ( چيزى كه اثرپذير مىباشد ) تأثيرگذار است . بنابراين ، كسى كه مال خود را با مال ديگرى بدون اذن مالكش بفروشد ، بيع ، سبب ملكيّت خريدار نسبت به مال او مىشود . حصول ملكيّت خريدار نسبت به مال ديگرى ، متوقّف بر اجازهء وى است . « 9 »
4 . اسباب شرعى همانند عقلى در صورت تعليق بر شرط ، تأثيرگذار نيست ، مگر موردى كه به دليل خاص از اين قاعده استثنا شده باشد . « 10 »
تداخل اسباب : تداخل اسباب شرعى بدين معنا است كه دو سبب يا بيشتر اقتضاى يك حكم را داشته باشد مانند آن كه جنابت و حيض اقتضاى يك
هامش
( 2 ) ايضاح الفوائد 1 / 145 .
( 3 ) منتهى الدراية 3 / 384 - 385 .
( 4 ) حقائق الاصول 1 / 467 .
( 5 ) القواعد و الفوائد 1 / 41 .
( 6 ) 58 .
( 7 ) جواهر الكلام 10 / 309 .
( 8 ) ايضاح الفوائد 3 / 75 .
( 9 ) جواهر الكلام 22 / 310 .
( 10 ) 32 / 78 - 79 .