ابواب فقه منظور فقيهان است ، مجموع رفتارها و خصلتهاى شايستهاى است كه فعل يا ترك آنها از ديدگاه شارع مقدّس ، موجب حسن و كمال فعلى مىشود كه حكم شرعى به آن تعلّق گرفته است مانند آداب نماز ، روزه ، زيارت ، جهاد و تخلّى .
آداب در باب حدود و تعزيرات ، معناى ادب كردن را مىدهد ، حتى برخى فقيهان در عنوان اين باب ، واژهء آداب را جايگزين كلمهء تعزيرات كرده و نوشتهاند : كتاب الحدود و الآداب . « 1 »
آداب در باب تجارت ، در بحث فروختن كتابهاى مربوط به ادب يا آموزش آداب و گرفتن مزد در برابر آن ، در معناى علوم ادبى به كار رفته است . « 2 »
آداب به معناى اول ، گاه به عنوان عملى مستقل نگريسته شده است مانند نظافت كردن و ناخن گرفتن ، و گاه صفت رفتارى در فعلى است از قبيل آداب غذا خوردن . در بعضى آداب مانند غسل جمعه و زيارت و احرام قصد قربت معتبر است ، ولى در بعضى ديگر مانند آداب تجارت ، معتبر نيست .
از بررسى كلمات فقيهان و كاربرد اين واژه در فقه برمىآيد كه آداب ، اعم از احكام لزومى و غير لزومى است يعنى هم مستحبّات و مكروهات را در بر مىگيرد و هم واجبات و محرّمات را مانند آداب تخلّى كه ضمن آن ، واجبات و محرّمات آن نيز ذكر شده است ؛ « 3 » هر چند اصل وجوب يا حرمت فعلى مانند وجوب نماز و حرمت زنا ، ادب ناميده نمىشود .
در بيشتر كتابها و ابواب فقهى ، عنوانى براى بيان آداب آن قرار داده شده است مانند آداب نماز ، روزه ، حج ، جهاد ، اعتكاف ، دعا ، تجارت ، قضاء ، ازدواج ، معاشرت ، خوابيدن ، سفر ، زيارت ، احتضار ، تكفين ، دفن ، و ديگر عناوينى كه به فعل مكلّف تعلّق گرفته است و در مدخل مربوط از آنها بحث خواهد شد .
آدامس
آدامس : مادّهء جويدنى .
چيزهاى جويدنى كه با جويدن از بين نمىروند ، حكم آدامس را دارند . در
هامش
( 1 ) المقنعة / 774 و المراسم العلوية / 251 .
( 2 ) الروضة البهية 3 / 71 .
( 3 ) الحدائق الناضرة 2 / 2 .