مالكيّت : كسى كه از زمين بدون مالك يا ملك خود - كه به احيا ( - - ) احياء موات ) يا خريدن ، مالك آن شده است - اثر باستانى و عتيقهاى به دست آورد ، در صورتى كه بداند از آن مالك پيشين آن ( در فرض خريدن ) نيست ، مالك آن است . « 1 » و در صورتى كه بداند مال مسلمانى است ليكن او را نشناسد در اين كه حكم آن همانند فرض پيشين است كه به يابنده تعلّق دارد يا حكم مجهول المالك ( - - ) مجهول المالك ) را دارد ، اختلاف است . بسيارى از فقها قول دوم را برگزيدهاند . « 2 »
خمس و زكات : به اشياى عتيقه ، خمس « 3 » و زكات « 4 » تعلّق نمىگيرد ، مگر آنچه كه از مصاديق گنج ( - - ) گنج ) يا ارباح ( - - ) ارباح مكاسب ) شمرده شود كه تنها خمس آن واجب است . و نيز در صورتى كه از مصاديق ارباح مكاسب قرار گيرد خمس در آن بعد از كسر مؤنهء ( - - ) مؤنه ) سال واجب است .
خريد و فروش : داد و ستد عتيقهاى كه نگهدارى و خريد و فروش آن - صرف نظر از عتيقه بودن - حرام است مانند ظروف طلا و نقره ، اگر از آن جهت كه عتيقه است مورد معامله واقع شود ، به تصريح بعضى ، جايز است . « 5 »
تخريب : تخريب آثار باستانى براى تعمير و جز آن در صورتى كه توسّط مالك آن صورت گرفته باشد ضمانآور نيست ، مگر آن كه ملك دولت يا ديگرى باشد . « 6 »
قيمى بودن عتيقه : اشياى عتيقه از آن جهت كه نفيس و مورد توجّه عقلا هستند ، قيمى ( - - ) قيمى ) شمرده مىشوند ؛ بنابر اين اگر كسى آن را غصب نمايد و از بين ببرد ، بايد قيمت آن را بپردازد . « 7 »
آجام
آجام : ( جمع أجمه ) ، نيستان / جنگل .
بيشتر فقيهان آجام را به زمين داراى درختان و نىهاى بسيار تعريف كردهاند . « 1 » برخى نيز درختان و نىهاى زمين ياد شده
هامش
( 1 ) منهاج الصالحين ( حكيم ) 1 / 402 و استفتائات قضائيه / 275 .
( 2 ) العروة الوثقى 2 / 375 - 376 و مستمسك العروة 9 / 478 .
( 3 ) منهاج الصالحين ( حكيم ) 1 / 402 .
( 4 ) مجمع المسائل 1 / 409 .
( 5 ) منهاج الصالحين ( حكيم ) 2 / 11 .
( 6 ) استفتائات قضائيه / 321 .
( 7 ) منهاج الصالحين ( سيستانى ) 2 / 239 .
1 مصباح الفقيه 14 / 245 .