در راه خدمت به انسانها در اندوه شديد فرو مىرود و انسانى هم وجود دارد كه فقط از ارتكاب زشتىهاى چشمگير پشيمان مىشود و اندوهگين مىگردد . همچنين است نسبى بودن پستى و رذالت شخصيت .
3 - پديدهء شرم و آزرم و خجلت - از آغاز تاريخ زندگى اجتماعى كه بشر توانسته است خوب را از بد تشخيص بدهد و قانون را از هرج و مرج بازشناسد ، اين پديده وجود داشته است . هر اندازه كه رشد شخصيت بالاتر برود ، شرم از ارتكاب حداقل زشتىها شديدتر مىشود . شما اگر بخواهيد ، پس از به وجود آمدن آن همه نظريات دربارهء مجبور بودن انسان ، به يك شخص نابكار دشنام بدهيد ، از كلمهء « بىشرم » استفاده مىكنيد . گمان نمىرود كه اگر به يك متفكر جبرى به جهت ارتكاب وى به يك كار زشت ، بگوئيد : « اى بىشرم » آن متفكر جبرى مخصوصا اگر به شخصيت خود تكيه كرده باشد ، شديدا ناراحت نشود حتى به نظر مىرسد كه احساس ناراحتى از شنيدن خطاب « اى بىشرم » شديدتر از احساس ناراحتى از شنيدن « اى بىفكر » بوده باشد .
گر نبودى اختيار اين شرم چيست * وين دريغ و خجلت و آزرم چيست ؟