بريده مىگويد : من در حالى از محضر پيامبر برخاستم كه هيچ كس را به اندازه على عليه السلام دوست نداشتم .
عبداللَّه بن عطاء مىگويد : اين حديث را براى ابوحرب بن سويد بن غفله تعريف كردم .
وى گفت : عبداللَّه بن بريده قسمتى از حديث را از تو پنهان داشته است و آن اين كه رسول خدا عليه السلام به بريده فرمود :
أ نافقت بعدي يا بريدة ! « 1 »
اى بريده ! آيا پس از جدايى از من ، منافق شدهاى ؟
حديث بريده را حافظ هيثمى نيز نقل كرده است . وى مىنويسد :
بريده مىگويد :
روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله على عليه السلام را در رأس سپاهى به يمن و خالد بن وليد را به « جبل » فرستاد و به آنها فرمود : اگر به هم رسيديد فرماندهى هر دو سپاه را به على بسپاريد .
دو سپاه به هم رسيدند و چنان غنايمى عايد آنها شد كه تا آن روز نظيرش را نديده بودند ، على از ميان خمس غنايم ، كنيزى را براى خود برگزيد .
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينة دمشق : 42 / 190 - 191 .