روشن است كه همين عمل حسين اشقر در نوشتن كتابى در معايب ابوبكر و عمر باعث شده جز احمد بن حنبل او را تضعيف كنند .
از جوزجانى نيز درباره او چنين نقل شده كه گفت : حسين اشقر غلوكننده و از دشنام دهندگان بر نيكان بود ؛ « 1 » از اين رو مىگويند : او روايتهاى منكرى داشت و نظير اين تعبيرها كه نشانگر ايراد علماى رجالى اهل سنّت در احاديث شخصى است كه در فضيلت على عليه السلام و در پستى دشمنان او روايت كرده است . در واقع در شخص چنين راوى ايراد نكردهاند ؛ از اين رو يحيى بن معين گويد :
حسين اشقر از شيعيان غلوكننده بود .
از او پرسيدند : احاديث او چگونه است ؟
پاسخ داد : ايرادى ندارند .
پرسيدند : آيا وى راستگو است ؟
گفت : آرى ! من از او روايتهايى نوشتهام . « 2 » بنابراين ، حسين اشقر در نزد احمد بن حنبل ، نسائى ، يحيى بن معين ، ابن حبّان فردى ثقه و راستگويى است . تنها گناه او شيعه بودن
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 2 / 291 - 292 .
( 2 ) . همان .