از من نپذيرفت و از قطيعى به خوبى ياد كرد و گفت : او استاد من بود .
برخى از راوى شناسان گفتهاند : قطيعى در واپسين روزهاى زندگى خويش ناتوان شده و اختلال حواس پيدا كرده بود ؛ از اين رو برخى در نقل روايت از او توقف كردهاند .
از اين جاست كه ذهبى در ميزان الاعتدال با تصريح به راستگويى وى مىنويسد :
ابوبكر احمد بن جعفر بن حمدان قطيعى راوى پذيرفته شده و راستگويى بود ؛ گرچه اندكى دچار اختلال حواس شده بود .
خطيب بغدادى گويد : تا كنون كسى را نديدم كه احتجاج به سخنان او را ترك كند .
آن گاه ذهبى مورد اعتماد بودن قطيعى را از دارقطنى و ديگر عالمان نقل كرده و سخن كسانى را كه اختلال حواس او را در واپسين لحظات عمرش مطرح كردهاند « 1 » رد كرده است .
از راويان ديگر اين سند ، محمّد بن عبداللَّه سليمان حضرمى همان مطيّن است كه در سال 297 ه بدرود حيات گفته است .
دارقطنى دربارهء او مىگويد : محمّد بن عبداللَّه فرد مورد اعتماد
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 4 / 73 ، المنتظم : 7 / 92 ، سير اعلام النبلاء : 16 / 210 ، ميزان الاعتدال : 1 / 87 ، الوافى بالوفيات : 6 / 290 و منابعى ديگر .