رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله به هنگام ورود خود به قبيلهء مذكور و دعوت آنان به توحيد ، در سختترين شرايط قرار دارد و - بر پايهء اين اخبار - از آنان خواست تا به او ايمان آورده و او را از مكر و اذيّت شرك ورزان ، در امان نگه دارند .
اما پاسخ آنها به دعوت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله بسيار زشت و زننده بود كه مىگفتند : خانواده و عشيره تو از حقيقت تو آگاهترند ؛ كه از تو پيروى نمىكنند .
براى پيامبر صلى اللَّه عليه وآله اهميّت داشت كه حتّى يك فرد ، ايمان بياورد ، از او اطاعت نمايد و آزار و اذيت قريش و ديگران را از آن حضرت دور كند .
با اين همه ، هنگامى كه قبيلهء مذكور از او خواستند تا در صورت پيروزى بر مخالفان ، رياست را به آنان واگذار نمايد ، با صراحت تمام و بدون هيچ ترديدى فرمود :
الأمر إلى اللَّه يضعه حيث شاء ؛
اين امر با خداست و آن را به هركه بخواهد عطا نمايد .
يعنى : امر خلافت پس از پيامبر صلى اللَّه عليه وآله در اختيار ايشان نيست . همچنان كه نبوّت نيز به اختيار ايشان نبوده است . . . .
اين حادثهء تاريخى از محكمترين دلايل سمعى است كه نشان مىدهد
آداب مناظره و گفت و گو در اصول دين (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٧١