( ابراهيم ) گفت : آيا جز خداى يكتا چيزى را مىپرستيد كه نه سودى براى شما دارد و نه زيانى به شما مىرساند ؟ اف بر شما و بر آن چه جز خداى يكتا مىپرستيد . آيا نمىانديشيد ؟
همچنين در مورد حضرت نوح عليه السلام در قرآن كريم اين گونه مىخوانيم :
« قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبّي وَآتاني رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَ نُلْزِمُكُمُوها وَأَنْتُمْ لَها كارِهُونَ . . . قالُوا يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا . . . » ؛ « 1 »
گفت : اى قوم من ! اگر من ( نوح ) دليل روشنى از پروردگار داشته باشم و از نزد خود حجتى به من داده باشد و بر شما پوشيده مانده ، آيا ما مىتوانيم شما را به پذيرش آن مجبور سازيم با اين كه شما كراهت داريد ؟ . . . .
گفتند : اى نوح ! تو با ما گفت و گو و جدل بسيار كردى . . . .
البته درباره ديگر پيامبران نيز ، آيات مشابهى در قرآن كريم يافت مىشود .
هامش
( 1 ) . سوره هود : آيههاى 28 - 32 .