ابوذر حلبى - كه به آوردن قاضى عياض حديث را در شفاء به گونهاى قطعى ، اعتراض كرده - به دفاع از قاضى عياض پرداخته است .
شرح حال خفاجى در كتابهاى رجالى آمده است . محبّى درباره او گويد :
شيخ احمد بن محمد بن عمر ، قاضى القضاة ملقّب به شهاب الدين خفاجى مصرى حنفى ، داراى آثار مشهور و يكى از افراد دنيا كه بر مهارت و برترى او اتفاق نظر شده است . او در عصر خود بدر آسمان دانش و ستاره افق نثر و نظم ، سرآمد نويسندگان و رئيس مصنفان بود . پرتو شهرتش ، گيتى را در برگرفت و نامش چون ضرب المثل بر سر زبانها افتاد .
همهء كسانى كه زمان او را درك كردهاند - كه برخى از آنها را ديده و وصف برخى ديگر را شنيدهايم - به يكّه تازى او در عرصهء تقرير ، نگارش و زيبايى قلم ، اقرار مىكنند . هيچ يك از افراد مذكور به گرد پاى او نمىرسند و حتّى چنين ادّعايى را نيز مطرح نمىكنند ؛ اين در حالى است كه برخى مردم ، مدّعى فضايلى هستند كه در وجود آنها به چشم نمىخورد .
وى به نگارش كتابهاى فراوان ، جذّاب و مورد قبولى پرداخت كه در اقصى نقاط كشور يافت مىشود . . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر از شرح حال او ر . ك : خلاصة الأثر : 1 / 331 - 333 ، ريحانة الألباء : 272 - 309 ، الأعلام : 1 / 227 و 228 و منابع ديگر رجالى