گمراهى را براى او آسان ساختهاى و اين كمترين كتمان و سبكترين بارى است كه بر دوش خود نهادهاى . . . .
آيا آنان تو را به محور آسياب ستمهاى خويش تبديل نكردهاند ؟
آيا از تو پلى نساختهاند كه محل گذار آنان به مصيبتهايشان باشد ؟
آيا تو را به عنوان نردبان گمراهى ، مبلّغ ضلالت و گمراهى و رهرو طريق خود مورد استفاده قرار ندادهاند ؟ . . . .
به هوش باش كه تو را خبر دادم و شتاب كن كه تأخير كردهاى . . . گمان مبر كه با اين سخنان ، در پى توبيخ ، نكوهش و طعنه زدن به تو هستم ؛ بلكه مىخواهم كه خداوند ، نظرات نادرست تو را جبران نمايد و آن چه را كه از دينت رخت بر بسته به تو باز گرداند . . . .
آيا جهل و فريفتگى خود را نمىبينى ؟ !
آيا مردمِ مبتلا به مصيبتها و فتنهها را مشاهده نمىكنى ؟ ! . . . .
اما بعد ، از همه آن چه در آن قرار دارى روى بگردان تا به درستكاران بپيوندى ؛ درستكارانى كه در جامههاى كهنه خود به خاك سپرده شدهاند و شكمهايشان به پشتهايشان چسبيده است . . . .
چرا از خواب ( غفلت ) بيدار نمىشوى ؟ !
چرا دست از لغزش برنمىدارى با اين كه مىگويى :
به خدا سوگند ! هيچ گاه براى خدا به پا نخاستهام تا دين او را زنده كنم و يا باطلى را به خاطر او نابود سازم . . . .
احاديث ساختگى (فارسى) — صفحة 36
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٦