بدون ترديد ما قائليم كه خليفه و حاكم اسلامى لازم است كه داراى صفت شجاعت باشد ؛ ولى شجاعت بر دو قسم است :
1 . شجاعت قلبى .
2 . شجاعت بدنى .
درست است كه ابوبكر از شجاعت بدنى بىبهره بوده ؛ ولى او داراى شجاعت قلبى بوده و همين مقدار از شجاعت ، براى حاكم اسلامى كافى است ( ! ! )
وى در ادامهء سخنانش مىگويد :
اگر شما مىگوييد على اهل جهاد و قتال بوده ، ما مىگوييم :
عمر بن خطّاب نيز اهل قتال و جنگ در راه خداوند بوده است ، ولى بايد دانست كه جنگ بر دو قسم است :
1 . جنگ با شمشير .
2 . جنگ با دعا .
عمر بن خطّاب با دعا ، در راه خداوند جنگ كرده است ( ! ! )
آن گاه ابن تيميّه براى اثبات شجاعت بدنى ابوبكر بن ابىقحافه - در قبال شجاعتها و مبارزههاى محيّرالعقول امير مؤمنان على عليه السلام با شرك ورزان - به واقعهء زير چنگ زده و چنين مىنگارد :
بخارى و مسلم در كتاب خودشان روايتى را اين گونه آوردهاند :
جانشين پيامبر كيست؟ (فارسى) — صفحة 78
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٧٨