تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افكار ابن تيميه در بوته نقد (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
آرى ، تنها گروهى از خوارج و ناصبىها كه با بغض ، كينه و دشمنى آن حضرت بزرگ شده‌اند و دشمنى و ناسزا گفتن به آن بزرگوار را مايهء تقرّب به پروردگار مىدانند ، خلافت آن حضرت را نمىپذيرند و تمامى مسلمانان ، چه شيعه و چه سنّى ، اين عده را كه به نام‌هاى ناصبى ، خارجى و دشمن اهل بيت عليهم السلام معروفند ، از اسلام خارج مىدانند . پرسش ما اين است كه چرا ابن تيميّه با تمامى مسلمانان مخالفت كرده و با نواصب و خوارج هم صدا شده است ؟ آيا در حقيقت ، او يك ناصبى است ؟ اكنون به بعضى از عبارت‌هاى او در اين زمينه دقّت كنيد . او مىگويد : مردم در مورد خلافت و جانشينى على چند دسته‌اند : بعضى مىگويند : هم او امام بود و هم معاويه . . . برخى مىگويند : در آن زمان امام وجود نداشت ؛ بلكه دوران فتنه بود . . . گروه سومى بر آنند كه على ، امام است و او به درستى با كسانى كه به جنگ او آمدند جنگيد . هم‌چنين صحابه‌اى كه با او جنگيدند هم‌چون طلحه و زبير مجتهد بوده و كار درستى انجام داده‌اند ( ! ! ) . . . طايفه چهارمى على را امام مىدانند و مىگويند : او مجتهد بود و به