نزد وى محكوم مىكند و هيچ راه فرارى براى او باقى نمىگذارد و تمامى دستآويزهاى او را ابطال مىنمايد و از او مىخواهد كه از عناد و سركشى خود دست بردارد .
اما معاويه همچنان بر طغيان خود پافشارى مىنمود و مرتّب در نامههايش به آن حضرت تهمتهاى ناروا مىزد و او را به مبارزه مىطلبيد .
2 . ارسال پيك
دومين راهى كه امير مؤمنان على عليه السلام براى گفت و گو با سركشان برگزيدند ، فرستادن كسانى بود كه با آنها به بحث و مناظره بنشينند و آنها را متوجه اشتباهشان سازند .
وقتى خوارج پس از جنگ صفين و مكر عمروعاص دست به فتنه زدند و در نهروان جمع شدند ، امير مؤمنان على عليه السلام چند نفر را براى بحث با آنها و آگاه ساختن ايشان فرستاد . يكى از آنها ابن عباس بود كه با بحثهاى منطقى گمراهى آنها را آشكار نمود .
وقتى اين نصايح ، موعظهها و روشنگرىها آنها را بيدار نساخت خود آن حضرت شخصاً و بدون واسطه با آنها صحبت كرد .
آن حضرت حتى در ميدان نبرد نيز از اين روشنگرىهاى خود دست برنداشته و تا جايى كه ممكن بود سعى داشتند آنها را از جنگ منصرف سازند .
افكار ابن تيميه در بوته نقد (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٠٨