بندگانش را مىپذيرد و به خاطر خويشاوندى با طلحه و دوستى عبداللَّه پسر زبير به كارهايى دست نزن كه تو را به دوزخ فرستد . « 1 » آرى ، اينان آغازگر فتنه و جنگ و كارزار بودند و مواعظ و نصايح اميرالمؤمنين عليه السلام در آنها اثر نبخشيد و همواره بر سركشى خود پافشارى مىكردند و مانع گسترش عدل علوى و اسلام محمّدى مىشدند ، آن گاه وظيفه امير مؤمنان على عليه السلام است كه ريشه ايشان را از بيخ و بن بركند و وجودشان را از صفحه روزگار پاك سازد و با از بين بردن آنها زمين را پاك و مطهر گرداند ، همانطور كه آن حضرت فرمود :
اگر يارانى داشتم زمين را از وجود معاويه پاك مىساختم . « 2 » چرا كه اينان سدّ راه اسلام بودند و براى براندازى حكومت اسلامى مىكوشيدند و با هيچ موعظهاى از سركشى خود دست برنمىداشتند .
بديهى است كه بايد اينان نابود مىشدند تا آب حيات اسلام و تعاليم توحيدى و عدالت علوى به همگان برسد ، شايد بتوان هجوم مردم به اسلام را كه در اواخر عمر پربركت پيامبر اوج گرفته بود دو مرتبه جان تازهاى بخشيد و مردم فوج فوج در آيين الهى داخل شوند . خداوند متعال مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . الفتوح : 2 / 467
( 2 ) . ر . ك : نهج البلاغه : نامه 45