عبيد ( ابن حنين ) نقل مىكند كه ابو سعيد خُدرى رضى اللَّه عنه مىگويد :
روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بر فراز منبر نشست و فرمود :
خداوند به بندهاى اختيار داد كه يا از زر و زيور دنيا هر چه خواهد به او بدهد ، و يا آن چه را كه نزد خداست برگزيند . او آن چه را كه در پيشگاه خدا بود برگزيد .
در اين هنگام ابوبكر گريست و گفت : پدران و مادران ما به فداى تو باد !
ما از او در شگفت شديم و مردم گفتند : به اين پيرمرد بنگريد ؛ رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله از بندهاى خبر مىدهد كه خداوند او را بين زر و زيور دنيا و آنچه نزد اوست مخيّر ساخته است و او مىگويد : پدران و مادران ما به فداى تو باد !
رسول خدا همان بندهاى بود كه خدا به او چنين اختيارى داد و ابوبكر از همه ما به اين مسئله آگاهتر بود .
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : به راستى بخشندهترين افراد براى من در مصاحبت و اموالش ، ابوبكر است . اگر مىخواستم از ميان امّتم دوستى برگزينم به يقين ابوبكر را برمىگزيدم ؛ اما دوستى اسلام سزاوارتر است . در مسجد دريچهاى جز دريچه خانه ابوبكر باقى نماند . « 1 »
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : 3 / 1417 ، كتاب فضايل صحابه ، باب هجرت پيامبر و اصحابش به مدينه ، حديث 3691 .