من ماجرا را به او عرضه داشتم . او چيزى از آن مطالب را انكار نكرد ، جز اين كه گفت : آيا عايشه نام مردى را كه با عبّاس بود به تو گفت ؟
گفتم : نه .
گفت : او على بود . « 1 » 7 . بخارى روايت هفتم را از عايشه اين گونه نقل مىكند :
مسدّد از عبداللَّه بن داوود ، از اعمش ، از ابراهيم ، از اسود ، نقل مىكند كه عايشه گويد :
وقتى كه پيامبر صلى اللَّه عليه وآله بيمار شد - همان بيمارى كه به سبب آن وفات يافت - بلال آمد تا ايشان را از وقت نماز آگاه سازد .
پيامبر صلى اللَّه عليه وآله فرمود : به ابوبكر بگوييد نماز بخواند .
گفتم : ابوبكر مردى دل نازك است ؛ اگر در جايگاه شما بايستد گريهاش مىگيرد و قادر به قرائت نخواهد بود .
فرمود : به ابوبكر بگوييد نماز بخواند .
من باز همان پاسخ را تكرار كردم . پيامبر صلى اللَّه عليه وآله براى بار سوم و چهارم تكرار كرد و فرمود : شما همچون زنان مصر در زمان
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : 1 / 243 و 244 ، حديث 655 .