بگوييد براى مردم نماز بخواند .
عايشه گويد : من گفتم : ابوبكر وقتى در جايگاه شما بايستد ، مردم از شدّت گريهء او [ قرائت را ] نمىشنوند [ ! ] پس به عمر دستور دهيد براى مردم نماز بخواند .
عايشه در ادامه مىگويد : به حفصه گفتم : به پيامبر بگو كه ابوبكر وقتى در جايگاه شما بايستد ، مردم از شدّت گريهء او [ قرائت را ] نمىشنوند . پس به عمر دستور دهيد كه براى مردم نماز بخواند .
حفصه اين كار را انجام داد .
در اين حال رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله [ به حفصه ] فرمود : ساكت شو ! شما همچون زنان مصر در زمان يوسف هستيد . به ابوبكر بگوييد براى مردم نماز بخواند .
در اين هنگام بود كه حفصه به عايشه گفت : نشد كه از تو به من خيرى برسد . « 1 » 6 . بخارى در سند ديگرى اين گونه روايت مىكند :
احمد بن يونس ، از زائده ، از موسى بن ابى عايشه ، از عبيداللَّه بن عبداللَّه بن عتبه نقل مىكند كه روزى نزد عايشه رفتم و گفتم :
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : 1 / 240 ، باب اهل علم و فضل به امامت سزاوارترند ، حديث 647 .