ضعف و ناتوانى بر آن بزرگوار غلبه كرد و بيماريش شدّت يافت و على عليه السلام را خواست ؛ ولى آن حضرت را فرا نخواندند !
پيامبر دستور داد كه يكى از افرادى كه در مدينه بود براى مردم نماز بخواند .
هنگامى كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله متوجّه شد كه ابوبكر براى مردم نماز مىخواند - در حالى كه به امير مؤمنان على عليه السلام و فرد ديگرى تكيه كرده بود - در واپسين لحظات زندگى خويش از خانه خارج شد تا ابوبكر را از محراب كنار بزند و خود براى مسلمانان نماز بخواند - نه به خاطر اين كه به ابوبكر اقتدا كند ! - و به اين ترتيب براى همگان اعلام كند كه نماز ابوبكر به امر او نبوده ؛ بلكه به دستور ديگرى بوده است !
در پايان از ديدگاه امير مؤمنان على عليه السلام آگاهى يافتيم كه آن حضرت معتقد بودند كه دستور نماز ابوبكر از طرف عايشه بوده است و « على با حقّ است و حقّ با على » ، آن سان كه در احايث بسيارى بر اين حقيقت بين مسلمانان اتّفاق نظر شده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . سنن ترمذى : 5 / 398 ، كتاب مناقب ، باب مناقب على بن ابى طالب عليهما السلام ، حديث 3734 ، المستدرك : 3 / 135 ، كتاب معرفت صحابه ، باب مناقب اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليهما السلام ، حديث 4629 ، جامع الاصول : 7 / 176 ، كتاب فضائل و مناقب ، باب فضائل اجمالى صحابه ، حديث 6382 ، مجمع الزوائد : 7 / 476 - 477 ، كتاب فتن ، باب اتفاقات جنگ جمل و صفّين و غير اين دو مورد ، حديث 12031 ، تاريخ بغداد : 4 / 322 و منابعى ديگر .