مردم نماز بخواند .
عايشه به حفصه گفت : به او بگو : ابوبكر مردى دل نازك است ؛ اگر در جايگاه شما بايستد ، مردم از فرط گريه صدايش را نمىشوند .
پس به على بگو « 1 » براى مردم نماز بخواند .
پيامبر فرمود : شما همچون زنان مصر در زمان يوسف به دنبال خواسته خود هستيد . به ابوبكر بگوييد براى مردم نماز بخواند [ ! ]
هامش
( 1 ) . اين حديث به سه لفظ بيان شده است :
1 . « به ديگرى بگو » ؛
2 . « به عمر بگو » ؛
3 . « به على بگو » .
و اين از جمله تعارضات زياد موجود بين متون اين جريان واحد است ! ولى ما به خاطر بيم از طولانى شدن بحث ، از پرداختن به آن چشمپوشى مىكنيم . در عين حال گريزى نيست كه امر عجيبترى از اين مرد - يعنى ابن عربىمالكى - را بيان كنيم و آن تعارضى است بين اين نقل از كتاب احكام القرآن ، و كتاب ديگرش العواصم من القواصم : 192 . وى در آن جا كه در سياق ردّ و طعن بر شيعهء اماميه است مىگويد :
« از اين گفتهء شيعه تعجّب نكنيد . آنها مىگويند : پيامبر با آنها مدارا مىكرد و آنها را در نفاق و تقيه كمك مىكرد . مگر فراموش كردهاى اين سخن پيامبر صلى اللَّه عليه وآله را هنگامى كه سخن عايشه را شنيد كه مىگويد : به عمر بگوييد براى مردم نماز بخواند ، فرمود : شما همچون زنان مصر در زمان يوسف هستيد ، به ابوبكر بگوييد براى مردم نماز بخواند » .