تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگاهى به حديث ثقلين (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦

معارضه با احاديث ديگر

چهارمين راهى كه اهل سنّت براى بىاعتبار كردن « حديث ثقلين » به كار گرفته‌اند ، معارضه است ؛ معارضه با احاديثى كه خود در كتاب‌هايشان روايت مىكنند . البتّه از اعتبار افتادن حديثى در اثر وجود معارضى كه از نظر سند و دلالت ، همتا و همسنگ با آن حديث باشد امرى مطابق قاعده و صناعت بوده و مورد قبول همهء محقّقين است ؛ ولى - همچنان كه پيش‌تر اشاره شد - مىگوييم : معارضه ، فرع حجيّت است . به اين معنا كه دو حديث متعارض ، از نظر سند و دلالت بايد تمام باشند و حجيّت هر يك مسلّم باشد تا نوبت به معارضه برسد در نتيجه يكى درست و ديگرى نادرست باشد . و گرنه اگر يكى از احاديث نسبت به ديگرى ترجيح داشته باشد ، و اگر يكى از احاديث صحيح باشد و ديگرى غير صحيح باشد ، نوبت به معارضه نخواهد رسيد . اكنون مىپرسيم حديث ثقلين يا همان حديث وصيّت به قرآن و اهل بيت عليهم السلام با كدام حديثى در تعارض است ؟ مهم‌ترين حديثى كه به عنوان معارض براى حديث ثقلين مطرح شده است ، دو حديث است : 1 - حديث اقتدا به شيخين ؛
نگاهى به حديث ثقلين (فارسى) — صفحة 66 | السيد علي الحسيني الميلاني