چه راه آسان و خوبى !
چرا اهل تسنّن از اين راه با همهء سهولتى كه دارد غافل بودهاند ؟
چرا با وجود چنين راهى ، خود را در ايجاد تحريف در اين حديث به زحمت انداختهاند تا موجبات بدنامى و خيانت را براى خودشان فراهم كنند ؟
چرا « حديث ثقلين » را طرف معارضه با عبارتى موهوم و ساختگى به نام « حديث اقتدا به شيخين » قرار دادهاند ؟
چرا ابن جوزى خود را در تضعيف رجال سند « حديث ثقلين » به زحمت مىاندازد تا بزرگان طائفه او را ردّ كرده و تخطئه كنند ؟
پس بهترين راه آن است كه حديث ثقلين را تصديق نكنند و ادّعا شود كه سند معتبرى براى گفتار پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله نيست ، آن جا كه فرمود :
. . . وعترتي أهل بيتي ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا .
. . . و خاندان و اهل بيتم ، مادامى كه به آن دو تمسّك كنيد ، هرگز گمراه نخواهيد شد .
چرا شيعه اين قدر بر اين حديث پافشارى دارد و امامت امير مؤمنان على عليه السلام را به واسطهء آن اثبات مىكند ؟
آرى ، شيوهء ابن تيميّه يا همان شيخ الاسلام آنان ! همواره در
نگاهى به حديث ثقلين (فارسى) — صفحة 69
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٦٩