اجماعى تحقق نيافته است .
برخى ديگر گفتهاند : چه بسا كه حق با اقليّت است و چنين امرى بعيد نيست . . . .
از طرفى علمايى كه به اجماع اكثريّت اكتفا كردهاند ، چنين گفتهاند : خلافت ابوبكر با وجود مخالفت على كرم اللَّه وجهه و بزرگان آل باكرامت ايشان ، سعد بن عباده ، سلمان و . . . صحيح است .
به سخن آنها چنين پاسخ داده مىشود كه اجماع بر خلافتِ ابوبكر پس از بيعت آنها با ابوبكر است و اين امر در مورد امير مؤمنان على [ عليه السلام ] واضح است « 1 » .
بنا بر اين اگر مطالبى را كه در مورد بيعت امير مؤمنان على عليه السلام گفتهاند بپذيريم ، پاسخ دربارهء تخلّف سعد بن عُباده چه خواهد بود ؟
يادآورى اين نكته لازم است كه مَناوى به اين مشكل نپرداخته است ؛ ولى شارح كتاب مسلّم الثّبوت اين اشكال را مطرح كرده و - بعد از آن چه كه بيان شد - مىگويد :
رجوع سعد بن عُباده به بيعت مبهم است و قطعى نيست ؛ چرا كه او از بيعت سرپيچى كرد و بيعت نكرد و از مدينه خارج شد و ديگر به مدينه باز نگشت تا آن كه دو سال و نيم بعد از خلافت اميرالمؤمنين عمر
هامش
( 1 ) فواتح الرحموت بشرح مسلّم الثبوت : 2 / 222 .