يافتيم ؛ زيرا گاهى او را از نقل حديث منع كردهاند و گاهى نه تنها او را از حديث منع نمودهاند ؛ بلكه تكذيبش هم كردهاند و بالاتر از آن ، كتكش هم زدهاند . در اين زمينه به آن چه اهل سنّت روايت كردهاند مراجعه كنيد . . . « 1 » .
و اگر منظور سفارش و دستور باشد ، اين سفارش و دستور چه بوده است ؟
ناگزير بايد اشاره به دستور خاصّى باشد كه در مورد خاصّى صادر شده است ؛ امّا راويان در اين زمينه هيچ موردى را نقل نكردهاند .
اهل سنّت در مورد ابن مسعود حديث ديگرى نقل كردهاند و آن را از فضايل او قرار دادهاند . در آن حديث آمده است :
رضيت لكم ما رضي به ابن امّ عبد « 2 » .
براى شما آن چه ابن امّ عبد پسنديد ، پسنديدم .
به راستى مورد رضايت چيست ؟ و ناگزير اين حديث بايستى در مورد خاصّى صادر شده باشد ، و يا نسبت به امر خاصّى كه راويان آن را نقل نكردهاند . طبق نقل حاكم ، آن مورد خاص چنين است :
هامش
( 1 ) سنن الدّارمى : 1 / 61 ، طبقات ابن سعد : 2 / 256 ، تذكرة الحفّاظ : 1 / 7 ، أُسد الغابه : 3 / 386 و 387 .
( 2 ) در كتب حديث اين طور نقل شده است . . . ؛ بنگريد به : جامع الصغير : 2 / 273 ، حرف راء ، حديث 4458 .