ما در اين مبحث ، به همين دو مأخذ اكتفا مىكنيم ؛ امّا برخى از بزرگان و حُفّاظ حديث اهل سنّت ، تا اين حد هم نقل نكردهاند ؛ بلكه بيشتر به تحريف و سانسور حقايق اقدام كردهاند .
« ابن عبدالبر » در كتاب الإستيعاب همين خبر را از طريق ابى بكر بزّار ، به همان سندى كه نزد ابن ابى شِيبه بود ؛ از زيد بن اسلم و او هم از اسلم ، بدين صورت روايت مىكند :
« إنّ عمر قال لها : ما أحد أحبّ إلينا بعده منك .
ثمّ قال : ولقد بلغني إنّ هؤلاء النفر يدخلون عليك ولأن يبلغني لأفعلنّ لأفعلنّ » « 1 » « عمر به فاطمه گفت : بعد از پدرت كسى محبوبتر از تو ، نزد ما نيست .
سپس افزود : به من خبر رسيده است كه آنان نزد تو مىآيند ؛ اگر بيرون نيايند ، چنين و چنان مىكنم » .
همان خبر ، همان سند ، همان راوى ، و تا اين حد تصرّف !
كسانى كه تا اين حد ، روايات را تحريف مىكنند ؛ چگونه توقّع داريد كه برايتان نقل كنند كه : « او خانه را آتش زد » ؟ !
هامش
( 1 ) الإستيعاب في معرفة الأصحاب : 3 / 975 .