سكوت خود صد هزار درهم گرفت و تا آخرين لحظه با سكوتش طرح و برنامهء معاويه را تأييد كرد . « 1 »
منذر بن زبير و سكوت ناپايدار او
منذر ، از فرزندانِ زبير و از مخالفان ولايت عهدى يزيد بود . وى صد هزار درهم گرفت و سكوت كرد . سكوتى كه خيلى دوام نداشت ؛ چرا كه او اعتقادش را نسبت به يزيد بازگو مىكرد و به مردم مىگفت :
إنّه قد أجازني بمائة ألف ، ولا يمنعني ما صنع بي أن أخبركم خبره ، واللَّه إنّه ليشرب الخمر ، واللَّه إنّه ليسكر حتّى يدع الصلاة ؛ « 2 » يزيد صد هزار درهم براى من فرستاد ، ولى اين باعث نمىشود كه من حقيقت را بيان نكنم . به خدا سوگند ! او شراب مىخورد و اهل نماز نيست .
منذر پول را گرفت ، ولى حقيقت را نيز گفت ! امّا سر و صدا و مخالفتى با يزيد نداشت .
آنچه گذشت ، برخى از برنامههاى معاويه براى رياست و ولايتعهدى يزيد در حجاز و شام بود و با اجراى اين طرفندها ، مخالفان را به هر ترتيبى سركوب كرد تا آنان مانع اجراى طرح او نشوند .
هامش
( 1 ) . فتح البارى : 13 / 60 .
( 2 ) . تاريخ الطبري : 4 / 368 .