تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
فواللَّه لو ملئت إلى الغوطة رجالًا مثلك لكان يزيد أحبّ إليّ منكم كلّكم ؛ « 1 » آرى ، پدرت به من خوبى كرده است ، پدر تو از پدر يزيد بهتر است ، مادر تو از مادر او بهتر است ، همه اين‌ها را نمىتوان انكار كرد ؛ ولى اين‌كه خودت از يزيد بهتر باشى ، نه به خدا سوگند ! اگر همهء شهر دمشق ( كه فضاى وسيعى بود ) از مردانى مثل تو پر شود ، نزد من يزيد از همهء آن‌ها عزيزتر است . سرانجام معاويه به آقازادهء عثمان كه نزد اهل مدينه عزيز و محترم بود ، پيش‌نهاد مىدهد كه بهتر است به خراسان به روى و والى آن جا شوى . « 2 » او مىخواست پسر عثمان به خراسان برود تا از مركز حكومت به دور باشد و شرّى براى يزيد و معاويه بوجود نياورد . سرانجام آن گاه كه سعيد به خراسان رفت ، از جانب حكومت معاويه ، غلامان و اطرافيان او را تحريك كردند كه سعيد را به قتل برسانند ؛ سپس براى اين‌كه سرّ و راز قتل سعيد مخفى بماند ، به آن غلامان دستور دادند كه هم‌ديگر را بكشند . آنان بعد از كشتن سعيد به جان هم افتادند و هم‌ديگر را كشتند ، به طورى كه كسى ديگر از آنان باقى نماند ! « 3 »

خريدارى بزرگان با پول

معاويه براى تثبيت ولايت يزيد روش سومى را برگزيد . او در اين روش عدّه‌اى از بزرگان مخالف را با دادن پول و يا حقّ السكوت خريد . پيش‌تر گذشت كه معاويه براى عبدالرحمان فرزند ابوبكر ، صد هزار درهم فرستاد ؛ ولى او گفت : من دينم را به
هامش
( 1 ) . البداية والنهايه : 8 / 87 . ( 2 ) . وفيات الاعيان : 5 / 389 - 390 . ( 3 ) . تاريخ يعقوبي : 2 / 237 .