جنايت كمك كردهاند و يا خود مستقيماً در اين جنايت دست داشتهاند ، هرگز شيعه نبودهاند .
ما با تحقيقات علمى ، تمام سران و فرماندهان ارتش يزيد را شناسايى كرديم كه در ميانشان هرگز فردى شيعى را نيافتيم .
مطلب چهارم : در طول تاريخ ، علما و بزرگان اهل سنّت پيرامون موضعگيرى در قضيّهء عاشورا به چند گروه تقسيم مىشوند :
گروه يكم : كسانى كه به حكومت يزيد و مشروعيّت آن اعتقاد دارند و او را اميرالمؤمنين مىدانند . در نتيجه ، آنان سيّدالشهداء عليه السلام را فردى شورشى و خارجى دانسته و قتل آن حضرت را به جا و درست مىپندارند !
گروه دوم : گروهى كه شايد بيشتر اهل سنّت باشند ، به ناحقّ بودن شهادت آن حضرت تصريح دارند ؛ ولى در كلماتشان اختلافاتى ديده مىشود . همانطور كه گفتيم ، برخى در اينكه يزيد امر كرده باشد شكّ دارند و برخى ديگر مىگويند : شايد توبه كرده است . به هر ترتيب ، گروه دوم كه اكثريت هم هستند ، با دستهء نخست كه طرفداران بنواميّه هستند ، مخالفند .
گروه سوم : كسانى هستند كه تصريح مىكنند كه اين كار از يزيد سر زده و به امر او صورت گرفته است و با توجّه به كارهايى كه در شام از او صادر شد ، او را مجرم مىدانند و حتى به اقرار علماى اين گروه ، يزيد مستحق لعن است و در مواردى او را تكفير نيز مىكنند .
مطلب پنجم : وظيفهء شيعيان ، اقامهء عزا بر سيّدالشهداء عليه السلام است . ما بايستى به هر طريق ممكن و با حفظ موازين شرعى و به قدر توانمان در اين زمينه تلاش كنيم ؛ چرا كه برگشت قضيهء عاشورا به مسأله مهم امامت است و امامت نيز از اصول دين . در نتيجه قضيّه عاشورا با اصل دين ارتباط دارد . كوشش و خدمت در اين راه ، خدمت به
ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٧٣