تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
خوش‌حال باشيد ! حتى از شدّت ناراحتى ، مقتل خوانى آن حضرت را تحريم كردند تا جريان و اتّفاقات كربلا براى مردم گفته نشود . امّا اين شيوه نيز فايده نكرد و كارى از پيش نبرد . آرى ، آنان متحيّر و درمانده شدند كه چه بايد بكنند ؟ تكذيب ، مؤثّر نشد ؛ تشكيك ، كارى صورت نداد ؛ دفاع از يزيد ، كارى از پيش نبرد ؛ توجيه نيز بىتأثير بود . برخى ديگر ، شيوه ديگرى در پيش گرفته ، مىنويسند : چون يزيد از صحابه نبود ، ما نمىتوانيم از او دفاع كنيم و كارهاى او را توجيه نماييم . اين سخن به چه معناست ؟ اين سخن اشاره به مبنايى است كه بايد طبق آن تمام كارهاى صحابه را توجيه كرد ؛ چرا كه اهل سنّت همهء صحابه رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله را مجتهد مىپندارند . از اين رو ، مىگويند : آنانى كه جنگ جمل را به راه انداختند ، اجتهاد كرده‌اند . آنانى كه به صفّين رفتند و آن جنگ را به راه انداختند ، اجتهاد كرده‌اند . اگر يزيد هم از صحابه بود ، مسلّماً مىگفتند : او اجتهاد كرده و تقصيرى ندارد !

گريزناپذيرى تكفير و لعن يزيد

سرانجام همه شيوه‌ها در دفاع از يزيد ناكام ماند . از اين رو ، برخى از بزرگان اهل سنّت نه تنها به طور صريح يزيد را لعن مىكنند ، بلكه او را تكفير هم مىنمايند . احمد بن حنبل ، يزيد را تكفير كرده است . نظر او را ابن جوزى ، شهاب الدين آلوسى در تفسيرش ، ابن حجر مكّى و عدّه‌اى ديگر نقل كرده‌اند . ابن حجر در اين باره مىنويسد :
ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 238 | السيد علي الحسيني الميلاني