تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
كودكى در لحظات آخر عُمْر سيّدالشهداء عليه السلام در دامنش نشست كه آن كودك را نيز بىرحمانه به قتل رساندند . پستى به جايى مىرسد كه وقتى آن مرد خبيث گوشوارهء فاطمه دختر سيّدالشهداء عليه السلام را با گريه از گوش او مىكشيد ، فاطمه به او گفت : لِمَ تبكي ؟ چرا گريه مىكنى ؟ رهايم كن ! آن خبيث در جواب گفت : أخاف أن يأخذه غيري ؛ اگر من اين كار را نكنم ، فرد ديگرى گوشواره را مىبرد . « 1 » آيا شيعه هر قدر فاسق باشد ، مىتواند از اين قبيل كارها انجام دهد ؟

احاديث ساختگى در دفاع از يزيد و معاويه

آن گروه متعصّب و تندرو نتوانستند به اهداف شوم خود نايل گردند . در مراحل بعد ، دست به توجيه و دفاع از كارهاى يزيد زدند و براى كسب آبروى رفته او و پدرش معاويه ، تلاش‌هاى نافرجامى انجام دادند و احاديثى در اين زمينه جعل كردند ؛ مانند آن‌كه فتح قسطنطنيه را به دست لشكرى از مؤمنان و خوبان كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نويد داده بودند ، به يزيد نسبت داده و حديث جعل كردند كه پيامبر خدا فرمود : فرمانده آن لشكر يزيد است ! « 2 » آنان پا را فراتر مىگذارند و مىگويند : زير پرچم يزيد و در لشكر او حسين بن على نيز بوده است ! « 3 »
هامش
( 1 ) . سير أعلام النبلاء : 3 / 303 ؛ ترجمة الامام الحسين عليه السلام من طبقات ابن سعد : 78 . ( 2 ) . منهاج السنّه : 4 / 571 - 572 . ( 3 ) . تاريخ مدينة دمشق : 14 / 111 ؛ الوافي بالوفيات : 12 / 262 .