اميرالمؤمنين عليه السلام يا در زندان بودند ، يا به شهادت رسيده و يا فرار كرده بودند - چه قبل از ابن زياد و چه پس از روى كار آمدن او - با اين حال ، آيا مىشود شيعه به هر معنايى ، مرتكب جناياتى چون آتش زدن خيمهء زنان و كودكان بىپناه و . . . بشود ؟
تمام اين جنايتها در مدارك معتبر سنّى وجود دارد . ابن اثير جزرى مىنويسد :
در نبرد با حسين عليه السلام ، عمر سعد به لشكريان دستور داد تا خيمهها را آتش بزنند و حسين عليه السلام او را از اين كار منع كرد ؛ ولى آنان خيمهها را به آتش كشيدند .
وى در ادامه مىنويسد :
وخرجت امرأة الكلبي تمشي إلى زوجها فجلستْ عند رأسه تمسح التراب عن وجهه وتقول : هنيئاً لك الجنّة . فأمر شمر غلاماً اسمه رستم فضرب رأسها بالعمود فشدخه فماتت مكانها ؛ « 1 » زنى از قبيلهء كلبى به سمت جنازهء شوهرِ شهيدش رفت و در كنار سر او نشست و خاك را از روى او پاك كرد و گفت : بهشت بر تو گوارا باشد .
در اين هنگام شمر به غلامش كه رستم نام داشت ، دستور داد آن زن را بزند .
ضربهاى به سر آن بانوى ستمديده و داغديده وارد كرد كه در دم جان داد .
بلاذرى در اين زمينه مىنويسد :
بعد از آتش زدن خيمهها ، زنها فرياد كشيدند و صداى شيون آنها بلند شد و از خيمهها خارج شدند . « 2 » در منبع معتبر ديگرى آمده است :
وجاء سهم فأصاب ابناً للحسين وهو في حجره ؛ « 3 »
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ : 4 / 69 - 70 ؛ تاريخ الطبري : 4 / 333 - 334 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ( ابومخنف ) : 141 .
( 2 ) . أنساب الاشراف : 3 / 194 ، شماره 36 . همچنين ر . ك : الكامل في التاريخ : 4 / 69 ؛ تاريخ الطبري : 4 / 334 .
( 3 ) . المنتظم : 5 / 340 .