تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ذهبى در معرفى نعمان مىنويسد : او از ياران نزديك و همراهان معاويه بود . « 1 » آيا از همهء اين امور نمىتوان حدس زد كه برخورد ملايم نعمان با حضرت مسلم عليه السلام و يارانش از روى نقشه و برنامهء از قبل تعيين شده بود ؟

امان‌نامهء عمرو بن سعيد ، والى مكّه

چنان كه در گذشته اشاره شد ، آن گاه كه سيّدالشهداء عليه السلام تصميم بر خروج از مكّه گرفتند ، عمرو بن سعيد به آن حضرت نامه‌اى نوشت و حضرتش را نصيحت نمود كه اگر خوف دارى و مىترسى ، من به تو امان مىدهم و تو نيز از اهل شقاق ، جدايى و فتنه‌گرى نباش ! « 2 » اين امان‌نامه به درخواست محمّد بن حنفيّه - و يا عبداللَّه بن جعفر - از جانب عمرو براى سيّدالشهداء عليه السلام نوشته شده بود . عجيب اين‌كه وقتى آن حضرت به اين نامه اعتنايى نكردند و به راهشان ادامه دادند ، همين فرد با اين دل سوزى ظاهرىاش ، در نامه‌اى به ابن زياد نوشت : حسين به عراق مىآيد و آن‌چه را بايد انجام دهى ، انجام بده !

امام حسين و خبر دادن از شهادت خويش

حضرت سيّدالشهداء عليه السلام همواره از شهادت خويش خبر مىدادند و هميشه اين معنا از سخنان آن حضرت فهميده مىشد كه « مرا به قتل مىرسانند » . آن جناب در مدينه دو بيت شعر خواندند كه به روشنى بيان‌گر شهادت ايشان بود و همواره خود را به يحيى بن زكريّا عليهما السلام تشبيه مىكردند و مىفرمودند :
هامش
( 1 ) . تاريخ الاسلام : 5 / 262 . ( 2 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السلام من طبقات ابن سعد : 59 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 14 / 209 ؛ البداية والنهايه : 8 / 178 ؛ تهذيب الكمال : 6 / 418 - 419 ؛ تاريخ الطبري : 4 / 292 .