است . ممكن است نزد خداوند متعال امورى باشد كه حتّى به پيغمبر اكرم و ائمّه اطهار عليهم السلام - با اين كه اقرب الناس هستند - گفته نشده باشد .
بنابراين ، سرّ آن چيزى است كه مكتوم بماند . مكتوم ماندن دو مصداق دارد .
1 . انسان اساساً سرّش را به احدى نگويد .
2 . انسان سر خود را به كسى بگويد و به او توصيه كند كه اين سرّ است و از او بخواهد كه به احدى گفته نشود .
پس معناى اوّل « واختاركم لسرّه » اين است كه خدا شما را به جهت حفظ رازهاى خود اختيار كرده است ، ائمّه اطهار عليهم السلام حفّاظ و حَفَظِه سرّ خدا بودند .
حال ، آن اسرار چه بوده است و چه قضايايى نزد پيامبر اكرم و ائمّه اطهار عليهم السلام بوده كه به احدى گفته نشده است ؟ اللَّه العالم .
در اين باره روايات اهل بيت عليهم السلام فراوان است . براى نمونه در كتاب بصائر الدرجات آمده كه امام باقر عليه السلام مىفرمايند :
نحن شجرة النبوّة وبيت الرحمة ومفاتيح الحكمة ومعدن العلم وموضع الرسالة ومختلف الملائكة وموضع سرّ اللَّه ونحن وديعة اللَّه في عباده ونحن حرم اللَّه الأكبر ونحن عهد اللَّه . . . ؛ « 1 »
ما درخت نبوّت ، خانه رحمت ، كليدهاى حكمت ، كانون دانش و علم ، جايگاه رسالت و محل آمد و شد ملائكه و محل راز خداوند هستيم . ما امانت خدا در ميان بندگانش حرم بزرگ خداوند و عهد و پيمان خدا هستيم .
در روايت ديگر به سند ديگرى در همين كتاب و در كتاب الكافى آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود :
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات : 77 ، حديث 3 ، بحار الأنوار : 26 / 245 ، حديث 8