ابن منظور نيز در لسان العرب مىنويسد :
وأسرّ الشيء : كتمه وأظهره ، وهو من الأضداد ، سررته : كتمته . « 1 »
معانى متعدّد كلمهء « سرّ »
البته در لغت عرب واژهء « سِرّ » معانى متعدّدى دارد . چنان كه در كتابهاى معجم مقائيس اللغه ، صحاح اللغه و لسان العرب ذكر شده است . « 2 » گرچه خطور معناى مقابل « علن » در درجهء اوّل به ذهن قابل انكار نيست ؛ ولى اين خطور در اثر كثرت استعمال اين واژه در اين معنا نسبت به معانى ديگر است .
پس شيوع استعمال در اين معنا منشأ شده كه در وهلهء نخست همين معنا به ذهن بيايد ، و گرنه ظاهر عبارتهاى لغويون اين است كه اين واژه بين اين معنا و معانى ديگر مشترك است ، نه اين كه اين واژه در معناى مذكور حقيقت باشد - كه در علم اصول نيز مقرّر شده كه تبادر ، علامت حقيقت است - و در معانى ديگر مجاز .
خلاصه ، به نظر مىرسد كه اين لفظ در اين معنا و معانى ديگر به نحو حقيقت بوده باشد .
معناى ديگرى كه در لغت براى لفظ « سِرّ » ذكر كردهاند ، چنين است :
السرّ : خالص الشيء ؛ « 3 »
« سرّ » همان زبده و خالص بودن شىء است ؛ به طورى كه هيچ چيز ديگرى با آن مخلوط نباشد .
مىگويند : « ومنه السّرور » .
هامش
( 1 ) . لسان العرب : 4 / 357
( 2 ) . معجم مقائيس اللغه : 3 / 69 و 70 ، صحاح اللغه : 2 / 681 و 682 ، لسان العرب : 4 / 358 - 360
( 3 ) . معجم مقائيس اللغه : 3 / 68 ، صحاح اللغه : 2 / 682