( السرّ ) السين والراء يجمع فروعه : إخفاء الشيء و ما كان من خالصه ومستقرّه . « 1 »
پس تمام مشتقات اين كلمه در لغت عرب به اين سه معنا بر مىگردد .
در اين جا چيزى به ذهن رسيد كه در كتابهاى لغوى هنوز نيافتم ، گرچه جست و جوى زيادى هم نكردهام و آن اين است كه شايد هر سه معنا به يك معنا برگردد ؛ يعنى واژهء « سرّ » در مقابل « علن » به معناى خالص بودن چيزى و مستقر بودن آن در جاى خودش باشد . چون وقتى خبر يا مطلبى به عنوان سرّ به كسى گفته مىشود به اين معناست كه اين سخن پيش تو بماند و مستقر باشد و به جاى ديگر منتقل نشود .
اگر گفتيم : « الولد سرّ أبيه » يا « فلانٌ سرّ قومه » ؛ يعنى صفات افراد اين قوم و قبيله در نزد اين شخص اجتماع كرده و مستقرّند .
گمان مىكنم - واللَّه العالم - هر سه معنا به معناى سوّم برگردد ؛ ولى بايستى تتبّع بيشترى كرد كه لغويّين نيز گفتهاند يا نه .
معناى يكم ؛ رازداران خدا
بنابر آن چه گذشت ، اگر « واختاركم لسرّه » به معناى نخست باشد ؛ يعنى خداوند متعال ائمّه اطهار عليهم السلام را محرم اسرار خود قرار داده و آنها را براى اين جهت اختيار نموده است .
پيشتر در توضيح عبارت « وحفظة سرّه » گفتيم كه معناى كلمهء « سرّ » شايد چنين باشد كه پس از اين كه به كسى گفته شد ، هرگز به كسى منتقل نشود و از ديگران مخفى و مكتوم بماند .
ما اسرارى را مىتوانيم تصوّر بكنيم كه اصلًا به احدى گفته نشود و گفته نشده
هامش
( 1 ) . معجم مقائيس اللغه : 3 / 67