فلانى و فلانى نيز بدمان نمىآيد ، اين از محالات است كه انسان بگويد كه خدا و اولياى خدا را دوست دارد و فلانى را نيز دوست بدارد .
چنين چيزى ممكن نيست : يا خدا ، يا شيطان . از دو حال خارج نيست ، همان گونه كه قرآن ، اين دو راه را از هم جدا كرده است .
پس هر كس به ولايت شما اهل بيت قائل بشود ؛ يعنى به اولويت شما و وجوب اطاعت شما قائل شود از خداوند متعال پيروى كرده است . چون خداوند متعال اين مقام را به بركت عبوديّت ائمّه عليهم السلام به آن بزرگواران داده است . آن گاه مىخوانيم :
و من عاداكم فقد عادَى اللَّه . اگر كسى خلاف اين راه را برود و با شما دشمنى كند در واقع با خداوند متعال دشمنى كرده است .
در زبان فارسى اين گونه مىگويند : فلانى با فلانى مخالف است . مخالفت غير از دشمنى است . ممكن است دو نفر باهم در عقيده ، فكر و نظر اختلاف داشته باشند ، امّا با هم دشمنى و بغض و كينه نداشته باشند .
پس كسانى كه پيرو اهل بيت عليهم السلام نيستند و از ديگران پيروى مىكنند خط آنان از خدا و اهل بيت جداست . گفتيم مخالفان با ائمّه عليهم السلام دو قسم هستند :
1 . كسانى كه با آن بزرگواران مخالفاند ، امّا دشمنى ندارند .
2 . كسانى كه مخالفاند و دشمنى هم دارند .
از گروه دوم به نواصب تعبير مىشود و حكم آنان در فقه با ديگران تفاوت دارد .
پس هر كه بخواهد مطيع امر خداوند متعال باشد ، بايد ولايت اهل بيت عليهم السلام را بپذيرد ، و گرنه مخالف شمرده مىشود ، و اگر كسى خلاف راه خداوند متعال را اختيار كند معلوم است كه از رحمت خدا مطرود خواهد بود .
كليد رسيدن به هر موفقيت و هر مرتبهاى تا بالاترين مرتبه قرب ، محبت است .
از اين رو كسانى كه با اهل بيت عليهم السلام دشمنى دارند نخست بايد اين دشمنى را رها
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 390
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٩٠