انسانهايى كه حقيقتاً ذاكر هستند ؛ يعنى يك لحظه از خداوند متعال غافل نيستند و در همهء احوال ، ذاكر هستند . پس مصداق تام « ذكر اللَّه حسنٌ على كلّ حال » همان بزرگواران هستند . در اين موقع است كه چنين انسانى از خداوند متعال جدا نخواهد بود . خداوند در حديث قدسى مىفرمايد :
أنا جليس من ذكرني ؛ « 1 »
من همنشين كسى هستم كه ذاكر من است .
اصلًا كسى كه هرگز از خداوند متعال غافل نباشد در محضر خدا است ، مگر مىشود كسى در محضر خدا باشد و از او جدا باشد ؟
تمام وجود ائمّه عليهم السلام ، سكوتشان ، نطقشان ، انصرافشان به امور عادى و همهء احوالشان ذكر خداوند متعال است . چرا ؟ چون از خدا غفلت ندارند .
ذكر به معناى عدم غفلت است ، از اين رو در ظاهر و در باطن على الدوام ذاكرند و هميشه با او هستند .
اين است كه راوى مىگويد :
قال لي أبو عبداللَّه عليه السلام : ألا احدّثك بأشدّ ما فرض اللَّه عزوجلّ على خلقه ؟
قلت : بلى .
قال : إنصاف الناس من نفسك ومؤاساتك لأخيك و ذكر اللَّه في كلّ موطن . أما إنّي لا أقول : سبحان اللَّه والحمد للَّه ولا إله إلّااللَّه واللَّه اكبر ، وإنْ كان هذا من ذلك ، و لكن ذكر اللَّه في كلّ موطن إذا هجمت على طاعة أو معصية . « 2 »
هامش
( 1 ) . منابع اين حديث گذشت
( 2 ) . معاني الأخبار : 193 ، حديث 3 ، بحار الأنوار : 90 / 154 و 155 ، حديث 17