اگر مرحوم كلينى مثلًا حديث كساء را به اين متن در كتاب الكافى نياورده ، پس بگوييم صحّت ندارد ( ! ! ) مگر مرحوم كلينى ملتزم بوده كه تمام علومش را در كتاب الكافى بياورد كه هر چه در غير الكافى از قول ايشان نقل شده باشد ، دروغ باشد ( ! ! )
بلكه بنابر مبناى متأخّرين تمام آن چه كه در الكافى و ديگر كتب اربعه آمده صحّتش معلوم نيست و بايد سند و دلالت آنها بررسى شود . پس ، نه صرف آوردن دليل صحّت است و نه نياوردن دليل عدم صحّت ، آن چه مهم است اين كه ايشان از ثقه روايت كند و سلسله سند تا ايشان معتبر باشد .
و همچنين است اگر شيخ مفيد ، شيخ طوسى و علّامهء حلّى رحمهم اللَّه در سلسله باشند ؛ ولى در هيچ يك از كتابهاى فقهى و اصولى و حديثى خود اين حديث را نياورده باشند .
مهمترين مطلبى كه اشكال كننده دارد اين است كه مىگويد : متن حديث علاوه بر اين كه مخالف همهء متنهاى معتبر است ، سستىهايى نيز دارد كه بر اهل درنگ و دقّت پوشيده نيست .
به راستى آيا در نزد اهل درنگ و دقّت در متن حديث كساء كه در جلسات خوانده مىشود سستى وجود دارد ؟ !
به هر حال ، در يك حديث يا زيارتنامه و يا يك دعا سه جور مىشود خدشه وارد نمود :
1 . خدشه در سند ،
2 . خدشه در متن ،
3 . خدشه در دلالت .
از اين رو ما همواره در هر بحث در رابطه با احاديث از سه جهت به طور كامل و متقن تحقيق مىنماييم . تا اين جا در سند حديث كساء بحث كرديم .
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢١٠