اشكال كننده مىگويد : تنها مستند سند مذكور گفتهء شيخ نور الدين عبداللَّه بحرانى مؤلف عوالم العلوم است كه بر فرض ثبوت ، مىگويد : من آن را به دست خط سيّد هاشم بحرانى ديدم .
سپس مىگويد : چه كسى ضامن صحّت تشخيص اوست كه آن خط ضرورتاً خط سيّد هاشم بحرانى بوده است ؟ ! اين اشكال اول .
مگر مىشود اين طور اشكال نمود و چيزى را اين گونه نفى كرد ؟ !
شيخ عبداللَّه بحرانى صاحب عوالم العلوم شهادت مىدهد كه اين دست خط سيّد هاشم بحرانى است ، او ثقهء مورد اعتماد است مىگويد : از خط سيد هاشم نقل مىكنم .
اگر قرار باشد بر اين شهادت اعتماد نكنيم ، پس همهء نسخههاى خطّى كه مورد شهادت بزرگان چون شيخ بهايى و مرحوم مجلسى و ديگران واقع شده ، از كتابهاى شيخ صدوق و ديگر كتابها و كتاب التبيان شيخ طوسى در تفسير همه زير سؤال مىرود .
الآن بخشى از التبيان شيخ طوسى در كتابخانهء مرحوم آقاى مرعشى نجفى نگهدارى مىشود ، اگر در آن خدشه بكنيم كه چه كسى گفته اين دست خط شيخ طوسى است ، اصل كتاب شيخ طوسى زير سؤال مىرود . نمىشود اين طور خدشه وارد كرد ؛ چرا كه سنگى روى سنگى قرار نمىگيرد . مگر وثاقت شهادت دهندگان را قبول نداشته باشيم ، والعياذ باللَّه .
اشكال دوم . اين سندى كه به سيد هاشم بحرانى منسوب است او اين حديث را در كتابهاى خود از جمله تفسير البرهان و غاية المرام نياورده است . پس صحت ندارد ( ! ! )
اشكال سوم . بسيارى از محدثان بزرگ شيعه هم چون شيخ كلينى ، شيخ مفيد ، شيخ طوسى ، ابن شهرآشوب ، طبرسى رحمهم اللَّه در سلسله سند هستند و در كتابهاى خود حديث كساء معروف را نياوردهاند .
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٠٩