مطلب چهارم . بنابراين تعريفها اين شبهه باقى مىماند كه چگونه « لا تنافي العصمة القدرة » معصوم قدرت بر معصيت دارد و حال آن كه « يفعله اللَّه » خداوند متعال او را معصوم قرار داده است ؛ يعنى در عين معصوم بودن چگونه مختار مىباشد ؟
از اين رو بزرگان اهل سنّت مبناى ما را در اين بحث ذكر مىكنند و پافشارى مىنمايند كه شما كه منكر جبر هستيد ؟ گويى عصمت ، نمىتواند لطف الاهى باشد و در عين حال اختيار موجود باشد . چون در تعريف عصمت به قدرت و عدم سلب اختيار تصريح شده است .
به نظر مىرسد شيخ مفيد ، سيد مرتضى ، خواجه نصيرالدين طوسى ، علّامه حلّى رحمهم اللَّه ، و ديگر بزرگانى كه تصريح دارند كه با عصمت ، سلب قدرت نشده است ؛ شبهه براى آنها حل شده و مشكل جبرى در كار نيست .
براى دفع اين شبهه وجوهى ذكر كردهاند ، از جمله از اين است كه :
چون خدا مىدانست ذوات مقدّسه معصومين هر چه در عالم بمانند كار خلافى از آنها سر نمىزند ، لذا عصمت آنها را اراده نموده و آنها را از هر قسم پليدى پاكيزه قرار داده است .
اين قضيه در قرآن و روايات نظائر دارد ، مثلًا در معناى آيهء مباركه :
« وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَكانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ » ؛ « 1 »
و از آنها پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما مردم را هدايت مىكردند ، چون آنها شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند ؛
كه واژهء « جعل » و نيز « لمّا صبروا » به صيغهء ماضى آمده ، آن گاه سؤال مىشود : كجا آنها صبر كردهاند ؟
هامش
( 1 ) . سوره سجده ( 32 ) : آيه 24