به راستى چه كرامتى است كه امير مؤمنان على عليه السلام از طريق عبوديّت و عبادت به اين مقام رسيدهاند ؟
با توجّه به اين روايات ، ائمّه عليهم السلام در برابر غاليان و غلو چنين برخوردى مىنمودند . از طرفى با عنايت به اين روايات ، معناى غلو نيز معلوم مىشود كه همان اعتقاد به نبوّت و الوهيّت امام و اعتقاد به الوهيّت پيامبر است ؛ يعنى انسان به شأن نبى و امام بيش از آن چه هست معتقد شود ، يا او را شريك خداوند بداند ؛ از اين رو بايد معتقد بود كه ائمّه و پيامبر هرگز إله ، ربّ و شريكان خداوند متعال نبودهاند . آنان در خدا حلول نكردهاند و با او اتّحاد ندارند .
اين است معناى غلو چنان كه از روايات فهميده مىشود و اعتقاد به يكى از اين امور مصداق غلو دربارهء نبى و امام به شمار مىآيد ؛ ولى خود روايات كه مىفرمايند :
اينها را نگوييد ، مىفرمايند : آن چه مىتوانيد در فضل و برترى ما بگوييد . ما را بندهء آفريده شده و تربيت يافته خداوند بدانيد . امّا - چنان كه خواهد آمد - مىفرمايند : به شأن و مقام ما نزد خدا نمىتوانيد پى ببريد .
آرى ، با حفظ عبوديّت ، هر چه مىتوانيد در فضل و برترى ائمه اطهار عليهم السلام بگوييد كه هيچ فردى به كرامت خدايى نايل نشد ، مگر به سبب اطاعت و عبوديّت و تعبّد .
در همين زيارت جامعه نيز بدان اشاره شده كه « وعباده المكرمين الّذين لا يسبقونه بالقول وهم بأمره يعملون » كه اين معنا - چنان كه در جاى خود خواهد آمد - از قرآن مجيد اخذ شده است ، آن جا كه مىفرمايد :
« عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ * لا يَسبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ » ؛ « 1 »
آنان بندگان شايسته او هستند كه هرگز در سخن بر او پيشى نمىگيرند و پيوسته به فرمان او عمل مىكنند .
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ( 21 ) : آيات 26 و 27 .