نكتهء دوم : پيشتر بيان شد كه برخى از امور ثابت و محكم هستند كه ابطال آنها ممتنع است . ما از اين امور به حقايق تعبير مىكنيم . دستيابى به اين حقايق به دو طريق ممكن است :
1 . طريق علمى : برخى از حقايق با ترتيب دادن بعضى از مقدّمات علمى به نتيجه مىرسد و حقيقت به دست مىآيد .
2 . طريق عقلى : در مواردى علم منتج نيست ؛ بلكه بايد از طريق عقل كار كرد و انسان بايستى از طريق فهم ، عقل ، تفكّر و تدبّر به آن حقايق برسد كه فرق بين عقل و علم نيز واضح است .
نكتهء سوم : عبارت « معادن حكمة اللَّه » به ظاهر ، مطلق است ؛ يعنى مطلق حكمت الهى در نزد ائمّه عليهم السلام است . تمام آن حقايق كه خداوند متعال به آنها علم دارد و هر چه عنداللَّه حقيقت است در نزد ائمّه عليهم السلام وجود دارد .
البته گفتن اين سخن مشكل است ؛ چرا كه ناگزير ائمّه عليهم السلام محدود هستند و خداوند متعال نامحدود . اين قضيّه در عين اطلاق ، مقيّد است ، به اين معنا كه هر چه به علم مىتواند به آن تعلّق داشته باشد و خداوند متعال به بشر عطا كرده ، بالاترين مرتبه و وسيعترين درجهاش نزد ائمّه عليهم السلام وجود دارد و چنين سخنى را به راحتى مىتوان گفت ؛ چرا كه خواهد آمد كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرموده :
أنا مدينة الحكمة وعليٌ بابها ؛
من شهر حكمت هستم و على دروازهء آن است .
حضرتش در سخن ديگرى مىفرمايد :
أنا مدينة العلم وعلي بابها ؛
من شهر علم و دانشم و على دروازهء آن است .
نكتهء چهارم : با استفاده از آيات قرآن ، حكمت الهى نزد هر كس و به هر مقدار
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 296
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٩٦