تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
إصابة الحق بالعلم والعقل ؛ « 1 » رسيدن به حقّ از طريق علم و عقل را حكمت گويند . انسان برخى از حقايق را از طريق علم و دانش و برخى ديگر را از طريق عقل و خرد به دست مىآورد و اين را حكمت گويند ، امّا مصداق « حق » چيست ؟ اكنون طرح چند نكته لازم است : نكتهء نخست : حكمت از واژهء « حكم » گرفته شده كه در لغت عرب به معناى « مَنَع » آمده است . « 2 » حكم مىكند ؛ يعنى منع مىنمايد . براى مثال مىگوييم : اين چيز محكمى است ؛ يعنى « يمتنع الفتح » است . و يا اين در محكم است ؛ يعنى شكستن و باز كردن و وارد شدن از اين در ممتنع است و يا اين مطلب ، مطلب محكمى است ؛ يعنى نمىتوان در آن اشكال وارد كرد و باطلش نمود . بطلان و ابطال آن ممتنع است . بنابراين ، همهء مشتقّات حكم به منع برمىگردد و آيات محكمات قرآن مجيد نيز آياتى هستند كه هيچ شك و شبهه‌اى در معانى آن‌ها راه ندارد و ممتنع است . دربارهء حكم حاكم نيز همين گونه آمده است « 3 » كه وقتى حاكم ، حكم مىكند كه اين كتاب از آنِ زيد است ؛ يعنى ديگران از تصرّف در اين كتاب ممنوع هستند و نزاع عَمْرو با زيد بر سر آن قطع مىشود . در عبارت راغب اصفهانى ، كلمهء « إصابة » بود ؛ يعنى رسيدن به حق به طور حتم و قطع .
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن : 126 و 127 . ( 2 ) . همان : 126 . در اين منبع آمده است : « حكم : حكم أصله منع منعاً لإصلاح ومنه سمّيت اللجام حكمة الدابة ، فقيل حكمته وحكمت الدابّة ، منعتها بالحكمة وأحكمتها جعلت لها حكمة . . . » . ( 3 ) . همان : 126 و 127 . در اين منبع آمده است : « والحكم بالشيء و أن تقضى بأنّه كذا أو ليس بكذا سواء ألزمت‌ذلك غيرك أو لم تلزمه ، قال تعالى : « وَإِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ » ؛ سورة نساء ( 4 ) : 58 « يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ » ؛ سورة مائدة ( 5 ) : 95 » .
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 295 | السيد علي الحسيني الميلاني