حافظ تقى الدين سبكى به مناسبت اين آيه مىنويسد :
في هذه الآية من التنويه بالنبي صلى اللَّه عليه وآله و تعظيم قدره العليّ ما لا يخفى ، وفيه مع ذلك أنّه على تقدير مجيئه في زمانهم يكون مرسلًا إليهم . . . فحقيقته موجودة من ذلك الوقت ، وإن تأخّر جسده الشريف . . . وإنّما يتأخّر البعث والتبليغ وكلّ ما له من جهة اللَّه و من جهة تأهل ذاته الشريفة وحقيقته معجّل لا تأخير فيه . . . فعرفنا بالخبر الصحيح حصول ذلك الكمال من قبل خلق آدم لنبيّنا صلى اللَّه عليه وآله من ربّه سبحانه ، وأنّه أعطاه النبوّة من ذلك الوقت ، ثمّ أخذ له المواثيق على الأنبياء ليعلموا أنّه المقدّم عليهم وأنّه نبيّهم ورسولهم ، وفي أخذ المواثيق وهي في معنى الاستخلاف ، ولذلك دخلت « لام » القسم في « لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصرُنَّهُ » « 1 » ؛ « 2 »
در اين آيه نوعى تعظيم و بزرگداشت دربارهء پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله وجود دارد . تعظيم و بزرگداشت مقام و ارزش والاى آن حضرت كه بر كسى پوشيده نيست و با اين حال ، به فرض اين كه آن حضرت در زمان آنان آمده باشد ، مقام رسالت براى آنان مىداشت . بنابراين ، حقيقت آن بزرگوار از همان هنگام موجود بوده ، گرچه وجود جسم شريفش در اين عالَم به تأخير افتاده است و فقط برانگيخته شدن براى تبليغ و هر مقامى كه از جهت خدا براى آن حضرت است و آن چه از جهت شايستگى ذات شريف از آنِ اوست ؛ حقيقتش معجّل است و تأخير در آن راه ندارد . . . پس با توجّه به روايت صحيح شناختيم كه چنين كمالى پيش از آفرينش آدم براى پيامبر ما صلى اللَّه عليه وآله از جانب پروردگار سبحانش حاصل شده و همو آن مقام نبوّت را از همان زمان به آن حضرت عطا فرموده ؛ آن گاه براى او از پيامبران پيمانها گرفته تا بدانند كه او بر آنان پيشى گرفته است
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . الخصائص الكبرى : 1 / 8 - 10 .