پس بعد از آن كه علم و يقين به تو رسيد ، هر كس با تو احتجاج و بحث كند ، بگو :
بياييد ما و شما ، فرزندان و زنان و جان خود را فرا بخوانيم ، آن گاه به درگاه خدا دعا و تضرع كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم .
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله آن چه را كه بر او نازل شده بود ، بر آنان قرائت نمود ، سپس فرمود : « خداوند به من دستور داده است كه به درخواست شما پاسخ مثبت دهم و به من فرمان داده است كه اگر بر سخن خود پاى فشرده و اصرار ورزيديد ، با شما مباهله كنم » .
ترديد در ميان نصارا
« سيد » و « عاقب » پاسخ دادند : اين نشانهء حقانيت ميان ما و شما باشد . فردا كه رسيد مباهله مىكنيم . سپس آن دو و نيز ياران مسيحى همراه آنها برخاستند و دور شدند و به جايى كه در آن فرود آمده بودند ، يعنى « حرّه » « 1 » رفتند . آن گاه به يكديگر گفتند : اين شخص در موضوعى كه در آن اختلاف داريم ، سخن پايانى را آورد .
بنابراين ، نگاه كنيد و ببينيد چه كسانى را براى مباهله مىآورد ؟ آيا همهء پيروانش را ، يا همهء يارانش را ، يا فروتنان و پرهيزكاران و دينداران برگزيده كه شمارشان اندك است . اگر افراد بسيار سرسخت و جنگجو را آورد ، همانند پادشاهان به مباهله با شما آمده است و در اين صورت پيروزى از آنِ شما خواهد بود ؛ ولى اگر افراد اندكى از فروتنان را آورد ، بدانيد كه اين شيوهء مباهلهء پيامبران و برگزيدگان است و شما مورد لعنت قرار خواهيد گرفت . بنابراين ، در آن صورت مبادا اقدام به مباهله كنيد .
اين نشانهء شما است . اكنون ببينيد در رابطه با او چه مىكنيد . به راستى كه هر كس
هامش
( 1 ) . نام مكانى نزديكى « مدينه » است .